كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
556
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ جَعَلُوا و فراگرفتند لِلَّهِ براى خدا أَنْداداً مانندها يعنى در عبادت ، كه پرستش كردند يا در تسميه كه ايشان را الهه نام نهادند لِيُضِلُّوا تا گمراه كنند مردمان را عَنْ سَبِيلِهِ از راه خداى كه طريق توحيدست قُلْ تَمَتَّعُوا بگو برخوريد به آرزوهاى خود يا بگذرانيد عمر را به عبادت بتان امر تهديد است يعنى دو سه روزى بدين نوع بگذرانيد فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ پس به درستى كه بازگشت شما إِلَى النَّارِ به آتش دوزخ است قُلْ بگو اى محمد ص يعنى امر كن لِعِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا مر بندگان مرا كه ايمان آوردهاند برين وجه كه نماز گزاريد و نفقه كنيد يُقِيمُوا الصَّلاةَ تا ايشان بامر تو نماز گذارند وَ يُنْفِقُوا و نفقه دهند مِمَّا رَزَقْناهُمْ از آنچه عطا داديم به ايشان سِرًّا نفقهكردنى پنهان مراد تطوّع است وَ عَلانِيَةً و نفقه آشكارا مراد زكات است چه در نفل اخفا و در فرض اظهار انسب باشد ملخص سخن آنكه بندگان مرا بگو تا نماز گذارند و زكات بدهند مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ پيش از آنكه بيايد يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ روز كه درو خريد و فروخت نباشد تا مقصر بخرد چيزى كه بدان تدارك تقصير تواند نمود وَ لا خِلالٌ و در ان روز دوستى نيز نبود كه از دوستان نيز طلب نفع توان كرد بلكه اغلب دوستان دشمن گردند الاخلاء يومئذ بعضهم لبعض عدو اللَّهُ خداى الَّذِي خَلَقَ آنست كه بيافريد السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ آسمانها و زمين را وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ و فروفرستاد از آسمان ماءً آبى مراد باران است فَأَخْرَجَ بِهِ پس بيرون آورد بدان آب مِنَ الثَّمَراتِ از ميوهها رِزْقاً لَكُمْ روزى براى شما كه بدان روزگار بگذرانيد وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ و رام ساخت براى شما كشتى را لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ تا مىرود به دريا بِأَمْرِهِ بفرمان او هرجا كه مىخواهيد وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهارَ و مسخّر كرد مر شما را جويهاى آب يعنى آماده ساخت براى انتفاع و تصرف شما وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ و مسخر گردانيد براى انتفاع و استضاءت شما آفتاب و ماه را دائِبَيْنِ در حالتى كه مستمراند در سير خود يا بجد و تعب در سير و انارت خود مىكوشند و فتور و قصور در ان ندارند وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ و رام گردانيد براى شما شب و روز را تا متعاقب يكديگر مىرسند يكى براى نوم و راحت و ديگرى بهر كسب معيشت وَ آتاكُمْ و بداد شما را مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ از هر چه خواستيد و از هر چه نخواستيد يعنى آنچه محتاج اليه شما بود و خواسته و ناخواسته بشما ارزانى داشت وَ إِنْ تَعُدُّوا و مگر خواهيد كه شمار كنيد نِعْمَتَ اللَّهِ نعمت خداى را كه بفضل و كرم بىنهايت بشما داده لا تُحْصُوها شمار نتوانيد كرد آن را و طاقت احصاى آن نياريد سلمى قدس سره فرموده كه مراد ازين نعمت حضرت پيغمبر ما است صلى اللّه عليه و سلّم كه سفير بزرگتر و واسطه نزديكتر ميان حق و خلق اوست و فى نفس الامر حصر صفات كمال و شرح انوار جلال و جمال آن حضرت ص از حيز تصوّر و تخيل بيرون و از اندازه تفكر و تامل افزون است شعر بر ذروه مدارج قدر رفيع تو * نى عقل راه يابد و نى فهم پى برود إِنَّ الْإِنْسانَ به درستى كه آدمى لَظَلُومٌ ستمكار است كَفَّارٌ ناسپاس كه ظلم مىكند بر نعمت كه از شكر آن غافلست و كفران مىورزد كه به حقيقت منعم جاهل است يا ظلومست . كه در محنت جزع مىكند و شكايت نمايد و كفّارست كه در نعمت بخل ورزد و در خير نكشايد .